السيد محمد حسين الطهراني
21
معاد شناسى (فارسى)
به فعّاليّتهاى تند مىزند ، و بالنّتيجه ميوهء عمرش نارسيده و با دست تهى و از ثمرات حيات بهرمند نگشته از دنيا مىرود ، و با حال انكسار و فتور بدين عمر گذشته مىنگرد ، حسرت و ندامت سراپاى او را فرا مىگيرد ؛ چون در مقابل عمر ضايع شده و طومار درهم پيچيده و بانگ رحيل چه مىتوان كرد ! ؟ دين تنظيم كنندهء روابط ميان امور حقيقى و اعتبارى است دين از طرف پروردگار آمده است تا سلسلهء اعتباريّات انسان را در حدودى كه براى انسان منفعت دارد و مانع از ترقّى و تكامل او نمىگردد مشخّص و معيّن كند . بسيارى از آنها را كه به درد او نمىخورد بلكه او را به جهنّم مىكشد از دست او بگيرد و يك رشته دستوراتى كه انسان را به عالم هستى و حيات مىرساند به او تعليم كند . كسانى كه طبق اين دستورات عمل مىكنند ثمرهء وجودى آنها به مرحلهء كمال خود مىرسد و از استعدادات و قوائى كه به آنها داده شده است حدّاكثر استفاده نموده قواى هستى خود را به فعليّت مىرسانند . در اين صورت هنگام مرگ بشّاش و خندان بوده ( چون از مراحل ابتدائيّهء تكامل گذشته و به سِرّ عالم رسيدهاند ) حقائق بر آنها منكشف گشته و با خداى خود ربط پيدا نموده و وجود جزئى خود را به كلّيّت اين عالم مربوط و در علم و حيات و قدرت كلّيّه مُنغمر و فانى شدهاند . و هيچ حال منتظرهاى براى آنها باقى نمانده و از مردن هراس ندارند بلكه عاشق مردن و دلباختهء مرگند كه آن عوالمى را كه در اينجا نديدهاند و بنا به مصلحتى از ايشان نهفته مانده است در پيش ببينند .